قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
87
تاريخ الفي ( فارسى )
تسميهء آن موضع شد به جلولاء « 1 » ، لانها جلّلت بالقتل « 2 » ، و جزاء كافران چنانچه بايد به ايشان رسيد . و گويند كه غنايم اين واقعه به هشت هزار و به روايتى آنكه هرمردى را هفت هزار و نه دابّه رسيد . و اين واقعه را « فتح الفتوح » نام كردند . « 3 » چون اين خبر به سمع يزدجرد رسيد ، حلاوتى در مقام حلوان « 4 » نديد . قرار بر آن داد كه در رى مقام كند . يك امير « 5 » خود را با پارهاى از لشكر در حلوان گذاشت و به راه رى روان شد و به آن امير مقرر كرد كه : اگر لشكر عرب از عقب من آيند تو چندان ايشان را به حرب مشغول كن كه وصول من به رى پيش تو ثابت شود . چون هاشم از اين قضيه وقوف يافت فى الحال به سعد نامه نوشت كه : يزدجرد از وجود خويش حلوان را خالى ساخت و در رى قرار گرفت . سعد در جواب نامهء هاشم نوشت كه : [ مىبايد ] خود را به حلوان رسانى و آن ديار را از دشمن به زخم تيغ ستانى و قعقاع را با چهار هزار سوار از عقب نامه فرستاد . در اثناء راه ، قعقاع به هاشم پيوست و به اتّفاق به حلون رفتند و با امير يزدجرد در يك فرسنگى حلوان جنگى عظيم نمودند و حلوان را بگرفتند و شوكت اكاسره بكلّى شكست . ذكر فتح تكريت « 6 » و موصل و غير آن آوردهاند كه در آن ايام موصل را روميان داشتند و شخصى انطاق نام از قبل هرقل حاكم آن ديار بود . و چون بعضى از هزيمتيان لشكر عجم به دو ملحق شدند ، وى نيز سپاه بسيار از موصل درهم كشيد و به تكريت آمده تعمير قلاع بواجبى به تقديم رسانيد و آن را استحكام تمام داد . و جماعتى از قبايل عرب مانند بنى اباد و تغلب و غيرهم به او اتفاق كردند . سعد بفرمودهء امير المؤمنين عمر ، رضى اللّه عنه ، عبد اللّه بن معتمر را با شش هزار مرد به محاربهء ايشان فرستاد و فتح آن دو شهر بطريق غلبه بر دست او ميسّر شد و انطاق رومى كشته شد . و هم در اين سال زار بن خطّاب را فتح باسندان « 7 » و شروان - كه در برابر حلوان واقع
--> ( 1 ) . ابن أثير در مورد وجه تسميهء جلولاء مىنويسد : چون كشتگان سراسر آن زمين را با تن افسرده پوشاندند ، آن محلّ را جلولاء ( - پوشانيده ) ناميدند . بنابراين آن محلّ از همان روز جلولاء الوقيعه ناميده شد ؛ - ألكامل ، ج 2 ، ص 34 . ( 2 ) . زيرا با كشتگان پوشيده شد . - و . ( 3 ) . اين جنگ كه در اواخر سال شانزدهم هجرى رخ داد آخرين مقاومت سپاه ايرانيان برابر اعراب بود ، كه در تاريخ اسلام به فتح الفتوح مشهور است . ( 4 ) . حلوان : واقع در جنوب سرپلذهاب كه امروزه بكلّى ويران شده ، ولى محل آن به سبب ويرانهاى بناى طاقگرا ( از دورهء ساسانى ) معلوم است ؛ - دايرة المعارف فارسى . در عراق جز آن هيچ شهرى نيست كه به كوه نزديك باشد ؛ - تقويم البلدان . ( 5 ) . نام اين امير خسرشنوم بود . ( 6 ) . تكريت : آخرين شهر از شهرهاى جزيره كه بر كنارهء غربى دجله است ؛ - تقويم البلدان ، ص 327 . ( 7 ) . احتمالا ماسبذان بايد باشد كه : « شهريست جليل القدر و باعظمت و پروسعت ميان كوهها و درّهها كه به آن سيروان